عجب رسمیه رسم زمونه

عجب رسمیه رسم زمونه
عجب رسمیه رسم زمونه
قصه برگ و باد خزونه
می رن آدما از اونا فقط
خاطره هاشون به جا میمونه
کجاس اون کوچه
آدماش کجان
خدا میدونه
بوته یاسه باباجون هنوز
گوشه باغچه توی گلدونه
عطرش پیچیده تا هفتا خونه
خودش کجاهاس خدا میدونه
می رن آدما از اونا فقط
خاطره هاشون به جا می مونه
تسبیح و مهره بی بی جون هنوز
گوشه تاقچه توی ایوونه
خودش کجاهاس خدا میدونه
پرسید زیر لب یکی با حسرت
که از ما بعدها
چه یادگاری به جا میمونه
خدا میدونه
مرن آدما
از اونا فقط خاطره هاشون به جا میمونه
خدا میدونه
فقط خدا میدونه

  del.icio.us this!


4 نظر تاکنون »

  1. 1

    دريا گفت,

    July 30, 2010 @ 1:43 pm

    درود
    سپاس

  2. 2

    امیر گفت,

    March 26, 2012 @ 12:51 pm

    ایول دادا
    ما رو بردی اون قدیماD:

  3. 3

    حمیدرضا گفت,

    May 21, 2013 @ 9:29 am

    بغیر تشکر چی میتونم بگم

  4. 4

    بردو گفت,

    November 24, 2013 @ 9:16 am

    مرسی خیلی خوشم اومد

Comment RSS · TrackBack URI

نظرات شما