درمان عشق یک طرفه

درمان عشق یک طرفه چیست؟
درمان عشق یک طرفه چیست؟
یک مایع ظرف شوئی بخر اگه نبود اسیک سولفوریک با دوز حداکثر ، بعد از مخت پاکش کن با مواد لازمی که گفتم!!!!
چون از این بدتر هم میشی من خودم مبتلا به این نوع مریضی بودم. درمونش همین بود!
حال می دانست که حقیقت مفهومی است که در پس کلمات پنهان و پیدا نمی شود، نوری است از چشمان منعکس می شود، چیزیست که باید حس و درک شود و باید بعد از کشفش تغییری حاصل شود و برای کشفش باید صبور بود و طاقت داشت و فرصت داد، باید … باید حقیقت را شنید!

  del.icio.us this!


80 نظر تاکنون

  1. 1

    كم حرف گفت,

    May 31, 2009 @ 2:08 pm

    يه سؤال بزرگ توي زندگي وجود داره كه ميگه عشق چيه؟
    من فقط حرفهايي رو كه شنيدم ميگم
    1.عشق ورزيدني نيست ياد گرفتنيه
    2.عشق درد نيست درمانه
    3.عشق حق زندگي براي همه است
    4.عشق آزمايش الهيه
    5.عشق ديوانگي نيست منطقه
    6.عشق رشد و بلوغه
    7.عشق مال خود آدمه مال ديگري نيست
    8.عشق بقاست
    9.عشق نياز نيست بي نيازيه
    10.عشق پناه نميده پناه ميخواد
    11.(عشق تكراره)
    12.عشق فريب طبيعته
    13.عشق خطاي تمايز افراده

  2. 2

    كم حرف گفت,

    May 31, 2009 @ 2:18 pm

    من به عنوان يه آدم معمولي از تمام آدم ها خواهش ميكنم:
    اينقدر خودخواه نباشين بپذيرين آدمهايي كه دوستشون دارين حق زندگي دارن و خودشون ميخوان تصميم بگيرن با كي و چطور زندگي كنن.
    فقط كافيه به آدمايي كه احساسي نسبت بهشون ندارين نگاه كنين اونوقت ميفهمين چقدر تحمل اين قضيه سخته كه كسي يك طرفه شما رو دوست داشته باشه.

  3. 3

    سودابه گفت,

    June 25, 2009 @ 4:42 am

    خیلی سخته تو چشای کسی خیره شی و حاضر باشی همه عقشقتو بهش بدی اما بدونی اون حتی یه لحظه هم بهت فکر نمیکنه :???:

  4. 4

    مجازات عشق گفت,

    June 29, 2009 @ 12:08 pm

    شاید این مجازات عشق که هیچ وقت به اونی که دوستش داری نمی رسی.و چه مجازات سختی براش در نظر گرفته شده…….. :???:

  5. 5

    اسماعیل گفت,

    July 31, 2009 @ 12:04 pm

    7 ساله با این موضوع درگیرم زن دارم بچه هم دارم اما هیچوقت اونی که بهم گفت نه فراموش نمی کنم هر روز سر نماز مدتها بش فکر می کنم اگر راهی بلدید کمکم کنید.

  6. 6

    انتظار گفت,

    August 28, 2009 @ 3:53 pm

    انسانها در عمق روح خویش برای دوست داشتن و عشق ورزیدن افریده شده اند این دیدگاه برای تمام انسانها صادق پس عشق دیوانگی نیست بلکه اوج سلامتیست :!: هر گاه خسته شدی ! دل شکسته!غمگین!ملول!تنها!ناامید!تکرار کن (این نیز بگذرد).تکرار کن بارها و بارها بخوان وحشت تنهایی وقتی است که کسی را دوست نداشته باشی.

  7. 7

    روح خسته گفت,

    September 8, 2009 @ 1:16 pm

    من خسته شدم خیلی می خواستمش خیلی ولی یک لحظه به من توجه نکرد. رفت پشت سرشم نگاه نکرد

  8. 8

    arshia گفت,

    October 17, 2009 @ 10:39 pm

    salam.aziz manam ye joorayi mesle khodet ye hamchin dastani daram .alan ye 5 sali hast ke tarafo nadidam vali sobh ba javabe na goftane oon az khab pa misham shabam ba hamoon seda ke koochikam kard mikhabam.vagti ham ke bikaram be hamoon fekr mikonam.hich joor nemishe faramoosh kard vali man nemidoonam chera be delam oftad e ke ye rooz bedastesh miaram felan ke 5 sal gozashteho hich.

  9. 9

    روژان گفت,

    November 8, 2009 @ 5:03 am

    salam khubin?chan ruz pish ba bacheha raftim ordu ashegh yeki az bacheha shodam alan nemidunam chikar konam man aslan nemikham nejabat va metanatam ro az dast bedam akhe az ehsas uo ham khabar nadaram hamash be ou fekr mikonam delam mikhad az teh del gerie konam shoma jaie man budin che kar mikardin?

  10. 10

    روژان گفت,

    November 10, 2009 @ 5:22 am

    :cry: :cry: :cry:

  11. 11

    baran گفت,

    November 29, 2009 @ 1:37 pm

    eshghhhhhhhhhhhh mannnnn mao nemikhaddddddddd
    in yani marge man
    man y emorde motoharekam

  12. 12

    mahsa گفت,

    December 13, 2009 @ 3:43 am

    salam
    man asheghe pesar dayiim hastam . va ye omre karam shode sokoot.kash oon az faryade sokootam va cheshmaye ghamginam befahme ke man asheghesham.baram 2a konid . mamnoon :cry:

  13. 13

    رو‍ژان گفت,

    January 2, 2010 @ 4:07 am

    سلام مهسا جون خوبي؟من با درد تو بيگانه نيستم،ميخام يه كم ابهات حرف بزنم تا كي ميخاي سكوت كني؟به نظر من به طور غير مستقيم و از طريق دوستان نزديكت يا حتي اگه شده خودت بهش حالي كن كه دوسش داري،اصلا نترس و به نتيجه كارت زياد فكر نكن،اگه عشقت واقعي باشه بعد از ابراز علاقه هر اتفاقي كه بيفته به نفعته و به هيچ وجه غرورت شكسته نميشه،ات كي ميخاي اينجوري منتتظر بموني و دس روي دس بذاري اگه دير بجنبي ممكنه دير بشه،اگه كاري از دستم بر بياد حتما كمكت ميكنم ولي كمك اصلي خودت بايد بكني مطمئن باشد كه خدا هم كمكت ميكنه،منتظر خبرهاي خوبت هستم،هميشه شاد باش و زندددگيييي كن ;-)

  14. 14

    يه سؤال بزرگ توي زندگي وجود داره كه ميگه عشق چيه؟ - Farsigap.com گفت,

    January 12, 2010 @ 10:08 am

    [...] كم حرف گفت, May 31, 2009 @ 28 pm من به عنوان يه آدم معمولي از تمام آدم ها خواهش ميكنم: [...]

  15. 15

    سارا گفت,

    January 15, 2010 @ 6:47 pm

    نریمان وقتی فهمیدم عاشقتم که دیگه فایده نداره
    اما من عاشقت میمونم تو ارزشش رو داری که بخاطرت زجر بکشم و بمیرم از وجودت تو این دنیا لذت میبرم با هر نفسی که میکشی زنده ام حتی اون دنیا هم عاشقت میمونم
    افسوس اگه میدونستی سرطان دارم هیچوقت نمیزاشتی عاشقت بشم و اگه میدونستی اینقدر این چند وقتی که زنده ام اینقدر زجرم نمیدادی.

  16. 16

    الهام گفت,

    January 21, 2010 @ 11:33 am

    سلام
    ما همه عاشق که می شیم به خصوص یک طرفه خیلی ماذوخیستی می شیم
    عاشق آزار خودمون . طرف به ما اعتنا نمی کنه ما بیشتر طرفش جذب می شیم
    اون حتی شایئد از وجود یه عاشق بیمار ماذوخیستی روحش حتی خبر نداره اما واسه ما دنیا تنها اونه!!

  17. 17

    عسل گفت,

    February 3, 2010 @ 3:29 pm

    man ghaziam pichidas 6 sal asheghe yeki boodam ta khodesh pishnahad dad onam ezdevaj .famil bood,ghblaz manam asegh shode bood,1 sal ghabl.vali ghasam khord k faramoshesh karde.goft mikham az inja be badoo ba too besazam……….vali 6 mah bad eshghe ghablisho etefaghi did.2khtare namzad karde.vali raftaresh avaz shood 1 mah azabam dad ba kam mahaliyash manam taghat nayavoordam khord shodane khodamoo bebinam be ham zadam.vali hanoz dosesh daram….nemidunam chikar konam

  18. 18

    نازی گفت,

    March 29, 2010 @ 5:57 am

    قابل توجه دخملای گل:آقایون وقتی میفهمن کسی دوسشون داره خودشونو میگیرن.و به جای این که منطقی برخورد کنن سعی میکنن طرفشونو خورد کنن و اونو مضحکه ی عام و خاص کنن ی از طرف سو استفاده کننا البته اگه طرف رو زیاد دوس نداشته باشن اگه خیلی هم دوسشون داشته باشن بازم کلاس میزارن و فکر میکنن که دخترن و شما باید نازشونو بکشین.در کل زود پر رو میشن.من یه بار یه کاری با یه پسره تو دانشگاه کردم که حالش حسابی جا اومد:پسره ی پر رو فکر کرده بود من عاشقش شدم منم که از ماجرا خبر دار شدم از اون به بعد نگاهشم نکردم کلی خورده بود تو ذوقش جلو دوستاش حسابی کنف شده بود همه دوستاش فکر کرده بودن خالی میبسته که من بهش توجه میکنمہ(که البته خالی هم بسته بود) :lol: من فقط یه بار یه سوال ازش پرسیدم(اونم از روی ناچاری) واقعا شما پسرا چرا این قدر بی جنبه اید که همه چیزو زود به خودتون میگیرین؟خیلی خود شیفته اید. :mrgreen: در مورد پسرا حتی اگر دارین از عشقش میمیرین به روتون نیارید تو یه موقعیت بهش نشون بدین که بهش توجه میکنید یه جورایی بندازینش به شک و تردید و فکر و خیال بعدش دیگه به خودش مربوطه که بیاد جلو اگر هم نیومد به درک :cool: فقط شما وا ندین اینو بدونید شما با ارزش تر از این هستین که خورد بشید.
    به نظر من نباید به هیچ وجه کنار کشید.باید به طرف ثابت کرد که لیاقتشو داری.بعضیا نسنجیده و بی کله میرن سمت طرف(قابل توجه آق پسرای گل)این کارشونم باعث میشه طرف ازشون بترسه و اونو با یه گرگ خبیث اشتباه بگیره!برخورد اول خیلی مهمه اگه اولین برخورد خراب بشه دیگه هیچ جوری نمیشه درستش کرد.این نسنجیده برخورد کردن پسرا باعث میشه طرف بترسه و به قول معروف بگرخه شایدم دوستون دارها ولی چون میترسه بهتون میگه نه!بعد شما فکر میکنین دچار عشق یه طرفه شدین.پس اگه واقعا نیت خیری دارین از راه درستش وارد شید سعی کنید طرفتون رو خوب بشناسیدو کار بدون فکری انجام ندین تا پشیمون نشید. :cool:

  19. 19

    روژان گفت,

    April 17, 2010 @ 11:53 pm

    سلام نازي جون خوبي؟از بعضي جهات باهات موافقم ولي اگه طرف با نگاهاي تو بازم نفهمه كه دوسش داري چي؟از طرفي اگه بهش نگي ممكنه بعدا پشيمون شيم..يكي از دوستاي من به يه پسري كه منم دوسش داشتم :sad: پيشنهاد داد{البته از طريق يكي از دوستاش}و حالا با هم دوستن من هيچ وقت جرئت همچين كاري رو ندارم.. :???: كاش منم ميتونستم همچين كاري كنم..الانم باز اون پسر رو دوست…خب نازي جون ديگه باي…..راستي مهسا تو خوبي؟چه خبر از عشقت؟كاري كردي يا هنوز…..؟ :?: :roll:

  20. 20

    کیمیا گفت,

    April 22, 2010 @ 4:46 am

    سلام به همه من اتفاقی با این صفحه برخورد کردم و دیدم وای اینجا چقدر آدمای همدرد من وجود داره منم در گیر عشق یه طرفم، یه نفر و فقط دو بار دیدم و هیچی ازش نمیدونم به جز اینکه میدونم تا چند وقت پیش یکی رو خیلی دوست داشت :sad: الان نمیدونم رابطه اش با اون فرد به کجا رسیده به هم خورده یا نه و نمیدونم از کجا بفهمم، چیزی که میدونم اینه که اون حتی به من فکرم نمیکنه :sad:
    بچه ها این صفحه چقدر فعاله؟امیدوارم فعال باشه تا بتونم با شماها درد و دل کنم فقط کسایی که با هم همدردن میتونن درد همو بفهمن…

  21. 21

    کیمیا گفت,

    April 30, 2010 @ 5:52 pm

    کسی نیست؟ :???:

  22. 22

    سینا گفت,

    May 5, 2010 @ 7:32 am

    salaaaaaaaaaaaaam be hame barooo baks
    dastane eshghetooonooo khooondam,manam ye dastane shabiiih be iin daram ba iin tafavoot ke 12 saleke dooosesh daram,dar bare in mozo kheyliii fek kardam,ba in ke nazaresh baram mohtarame va midooonam eshgh chiiiziii nis ke beshe gedayiiish kard,ama hich vagh na omiiid nemiiisham.
    shekspier mige:faramooosh kon chiiiziii ra ke nemitavani be dast avari va be dast avar chiziii ra ke nemitavani faramosh kni.
    ba arezoooye khoshbakhti bara hamatooooooooooooooon.
    bye ;-)

  23. 23

    masume گفت,

    May 11, 2010 @ 2:18 pm

    سلام منم مثل خيلياي ديگه عاشق 1 پسره شدم همکلاسي دانشگاهم کسي که ازش متنفر بودم و پسش زدم چون نيت واقعيشو نميدونستم اما حالام پشيمونم گرچه شايد اين 1 عشق 1 طرفه باشه ولي از هر لحاظ کيس مناسبي بود. بدون اين که عشقمو ابراز کنم چطور کاري کنم که اون بگه تو سرش چي ميگذره؟

  24. 24

    تنها گفت,

    May 17, 2010 @ 8:09 am

    امیدوارم هیچکس تو عمرش بلایی که سر من امد سرش نیاید من عاشقش بودم ولی اون هر دقیقه با یکی بود هر شب رو با گریه سر روی بالشم میذاشتم اخرش بعد از اشنایی با دخترای رنگاورنگ فهمید هیچکس مثل من براش نمیماند چون در حقش واقعا پاک بودم 13 سال تمام زندگیم را به پاش دادم اخرش فکر کنم دلش سوخت؟یا هرچی بود نمیدانم اومد خواستگاریم خودش میگفت دوستم داره و هیچکس مثل من براش ارزش نداره و دخترای دیگه براش ارزشی نداشته گفت قول میدم خوشبختت کنم 6 با ر اومد خواستگاریم 2سال رو دستو پای پدرم افتادم تا راضی شد الان نزدیک 3ماهه نامزدش هستم ولی احساس میکنم پوشتیبانم نیست خیلی دلم گرفته احساس میکنم خیلی تنهام برام دعا کنید :sad: :???: روزی رنگ ارامش را در کنارش ببینم اگر اینطور نشود ابروم پیش خانوادم میره :sad:

  25. 25

    alireza گفت,

    May 26, 2010 @ 2:02 pm

    chera kheyli ha naomidan
    shoma bara hamoonast ke zendeid

  26. 26

    vahideh گفت,

    June 10, 2010 @ 3:42 am

    سلام ، به همه ی دخترا ی گل توصیه میکنم به پسرای پر رو رو ندین ، زود هم بهشون در مورد پیشنهادشون جواب ندین باید ارزش خانمارو ببرید بالاتر . دخترا سراسر نازند پسرا سراسر نیازند. البته بعضی کارهای دخترا هست که آبروی دخترا رو برده و آدم شرمش میاد که باهاشون همکلام بشه . متانت خودتونو حفظ کنین . رابطه ی دوستی با یه پسر شاید از روی احساس پاک دخترونتون باشه ولی بدونین پسرا از کوچکترین خندهی دخترا مرضشون میگیره

  27. 27

    sara گفت,

    June 16, 2010 @ 3:59 pm

    salam bacheha manam dargire eshghe yetarafeam ye moddat nazdike ye sal bahash refigh boodam ama bi dalil velam kardo raft nazi joon to dokhtare ba tajrobeii be nazar miresi age mitooni rahnamaiim kon begoo man chi kar konam :sad:

  28. 28

    سیما گفت,

    June 20, 2010 @ 10:01 pm

    سلام همگی خوبین
    بچه ها قبول دارین عشق ماله کتاباست؟
    اگه یه طرفه باشه باید اسمش عوض بشه دیگه نباید گفت عشق
    من خودم هم درگیرم ولی میدونم تنها عشقی که می تونه دو طرفه باشه عشق خداست بهتون پیشنهاد می کنم همه امتحان کنید
    ببخشید آقا اسماعیل :?: :!: :?: شما باید 7 ساله پیش به این موضوع فکر می کردین
    الان سعی کنید کناره زن و فرزندتون بهترین زندگی رو داشته باشید .مطمئن باشد قسمت و سرنوشت همه از قبل معلوم شده قشنگی عشق به همینه که بهش نرسی وهمیشه از تمام خاطرات خوبش یاد کنی الانم فقط موقعه نماز براش دعا کن بچه ها از من ناراحت نشین چون خودم هم به همین درد دچارم اینطوری گفتم آخه درد رو از هر طرف بنویسی درده :sad:

    همیشه به مشکلاتتون بخندید تا همیشه خندون باشید

    دوستتون دارم

  29. 29

    سارا گفت,

    July 16, 2010 @ 11:36 am

    سلام من سارا 24 سالمه حدود 1 و نیم با یک مرد رایطه عاشقانه دارم.اما حالا میدونم که رابطه ام یک طرفه است اون 45 سالشه اما نمیدونم چرا انقدر عاشقشم.از خیلی جهات با هم فرق داریم نمیدونم چکار کنم …….دورش پر از دخترهایی که بهش علاقه دارن.کاش یه درمان واسه عشق بود…

  30. 30

    ناشناس گفت,

    August 11, 2010 @ 6:16 am

    می گی فراموشش کن .ولی چطوری وقتی که هر روز اونو جلویه چشمات می بینی؟ :???: :lol: :sad:

  31. 31

    sara 68 گفت,

    August 20, 2010 @ 6:39 pm

    سلام بچه ها الان که داستان شما هارو خوندم فهمیدم مال خودم از همه بدتره من خیلی پرو ام که تا الان خودمو نکشتم.

  32. 32

    بیهوده گفت,

    August 28, 2010 @ 11:54 pm

    یک سال تمام همدیگرو دوست داشتیم و به هم ابراز علاقه کردیم اینقد به هم علاقه داشتیم که هر روز که همدیگر رو می دیدیم برای هم تازه بودیم انگار که همون روز با هم آشنا شده بودیم هیچوقت از هم خسته نمی شدیم اما… یه روز که همه چی خوب پیش میرفت زیر همه چی زدو تنهام گذاشت و رفت کاملا بی دلیل :cry: خداااااااااااااااااااااااااااااا

  33. 33

    عقيق گفت,

    September 5, 2010 @ 11:29 pm

    عشق يه طرفه….
    واقعا جمله وحشتناكيه! پر از درد و عذابه
    6 ماه كه عاشقشم،اينقدر دوستش دارم كه حاضرم هركاري براش بكنم…ولي اون همش ميگه من پسر خوبي نيستم! پايبند نيستم!! تو حيفي…
    بدبختي اينه كه نميدونم راست ميگه يا ميخواد من و از خودش نااميد كنه….
    اما نميدونم چرا من نااميد نميشم….همش احساس ميكنم يه روزي بالاخره ميشه كه باهاش دوست بشم…نميدونم زيادي مثبت نگرم! يا حسم بهم درست ميگه!
    نميدونم….
    فقط ميخوام ازتون بپرسم كسي تاحالا ديده كه عشق 1 طرفه 2 طرفه بشه؟؟ كسي تو اطرافش كسي و داشته كه تونسته باشه طرف و به خودش جذب كنه!(دوست دارم با 1 چيزي نيرو بگيرم و اميدوار بشم دوست دارم از عشقي بشنوم كه اول 1 طرفه بوده و بعدش به رسيدن منجر شده…)خصوصا اگه دختره اول عاشق بوده باشه….
    اگه چنين جرياني و ميدونيد بگيد تا انرژي بگيريم!!!

  34. 34

    rozhan گفت,

    September 26, 2010 @ 5:19 pm

    salam manam dochare eshghe ye tarafe shodam 8 mahe ke baham dustim avayel dusam dasht vali az bas behesh mohebat kardam fek konam saresh gij khord kheyli dusesh daram nemidunam chikar konam mikham ye modati bi mahalesh konam bebinam chimishe

  35. 35

    روژان گفت,

    October 21, 2010 @ 5:29 am

    سلام بچه های گل خوبین؟
    روژان جون سلام خوبی؟
    چرا اسمت شبیه اسم منه؟! آشنایی؟یعنی من میشناسمت؟! جوابمو بده باشه عزیز؟فعلا
    :?: :!: :cool:

  36. 36

    سحر گفت,

    November 6, 2010 @ 2:51 pm

    سلام دوستان
    منم عشق یکطرفه رو داشتم.تو دانشگاه عاشق پسری شدم که چشم خیلی ها بهش بود. علیرغم اینکه همه سعی داشتن یه جوری باهاش ارتباط برقرار کنن من اینقدر مغرور و در عین حال خجالتی بودم که هیچی بهش نشون نمیدادم غیر از بی تفاوتی. ولی از درون می سوختم. تا اینکه بالاخره یکی از دخترهای همکلاسیم تونست تا حدی دلش رو به دست بیاره و پسره رفت خواستگاریش. 3 سال تموم شاهد ارتباط اونا بودم و زجر میکشیدم. آخه اونام ازدواجشون به مشکل برخورده بود و خانواده پسر کاملا مخالف بودن که این مساله بدترین حالت بود چون اگه ازدواج میکردن زود فراموشم میشد و عشقش تو دلم کمرنگ میشد.روزای خیلی بدی بود. هرروز که میرفتم دانشگاه میترسیدم که ببینم دست در دست هم اومدن وو ازدواج کردن. تا اینکه بعدا ارشد قبول شدم و رفتم شهر دیگه و بعد از چند وقت خبر ازدواجشون رو شنیدم. زمان گذشت و دوست صمیمی اون پسر ازم خواستگاری کرد و بعد از آشنایی بیشتر عاشقش شدم و با هم ازدواج کردیم. الان من و همسرم خیلی اوقات با اون پسر و خانومش میریم بیرون و من نحوه زندگیشونو که می بینم روزی هزار دفعه خدا رو شکر میکنم که بهش نرسیدم. علیرغم اینکه ظاهر پسره نشون نمیده ولی تعصب و کنترل شدیدی رو زندگیش داره، خانومش نه حق کار کردن داره نه ادامه تحصیل و نه هیچ کار دیگه. یعنی میدونم اگه بهش رسیده بودم زندگیم باهش بیش از چندماه دوام نمیاورد. اما الان با همسرم زندگی کاملا عاشقانه ای داریم. هردو تو مقطع دکترا درس میخونیم و آینده ای پراز پیشرفت جلومونه. به همه دوستام که یک طرفه عاشقن دوست دارم بگم منم این تجربه رو داشتم. این اسمش عشق نیست . وابستگیه. یه وابستگی که در اثر یه سری کمبودای عاطفی تو زندگی به وجود میاد و معمولا عشق شدید یک طرفه از این ناشی میشه که تو ذهنت طرف رو خیلی ایده آل میکنی یا خیلی ایده آل میبینی که بیشتر اوقات این با واقعیت فرق میکنه. در واقع بیشتر عاشق ذهنیتت از اون طرف میشی تا خودش. از تمام این دوستان خواهش میکنم اگه عشق یکطرفه بدون شناخت دارن سعی کنن طرف رو واقع بینانه بشناسن خصوصا سعی کنن نقاط ضعفش رو بیشتر ببینن و تو ذهنشون روش تاکید بیشتری کنن. شاید اینطوری شدت عشق کمتر بشه و بشه واقع بینانه تصمیم گرفت. عشق یکطرفه بدون شناخت عشق نیست وابستگی و نیازه. چون معمولا تو عشق یک طرفه چیزایی رو تو طرف میبینیم که خودمون نداشتیم و میخوایم با نزدیک شدن به اون فرد به دستشون بیاریم. اسم این عشق نیست فقط یک نیاز است همین. امیدوارم همتون خوشبخت و شاد باشید و از روی شناخت عاشق بشید نه از روی نیاز. دوستتون دارم.

  37. 37

    no name گفت,

    November 12, 2010 @ 2:23 pm

    salam terme aval az ye 2khtar too daneshgah khosham oomad va yejoori besh goftam ama oon yejoore kheily badi goft na be doostasham goft va badeha begoosham resid ke gofte man zeshtam ta 1mah vasash ashk rikhtam tabehal ehsas nemikardam ke zesht basham ama alan vaghti to ayne negah mikonam ehsase zeshti mikonam dar hale hazer azash motenaferam ama vaghti to daneshgah mibinamesh asabam beham mirize ba inke chand term gozashte aslan doos nadaram doostasho va ekipeshoono bebinam chon hamashoon midoonan ke zaye shodam harshab be khoda migam chera mano zesht afaridy albate nemidoonam man intori ehsas mikonam shayad zesht nabasham vali dar har hal nemitoonam in mozoe ro faramoosh konam etemad be nafsamo az dast dadam az 2khtara badam miad alanam vaghti too daneshgah khodesh va doostasho mibinam mikham ghayem sham ya nemidoonam yejuri ke nabinan mano in mozoe dare mano mikhore lotfan komakam konid tanx

  38. 38

    afshin + fardin&kani + sonor گفت,

    November 22, 2010 @ 2:16 am

    هر چند حال سلام ندارم اما سلام به شما عاشقان من یک سال پیش عاشق یه دختر شدم که جواب نه را ازش شنیدم . خاستم بگم اگر کسی ابراز علاقه ای بهتون کرد اگر جوابتان منفی هم بود شخصیت اونو خراب نکنید ………………………fardin
    salam
    7 sale ashegham vali hich vaght in ejazaro be khodam nadadam ke behesh begam cheghad dusesh daram akhe mitarsidam behem javabe manfi bede
    oon azam badesh miado man dusesh daram
    bavar konid in bozorgtarin bi edalatie donyast ke dar hagh ma mikonano ma ham bozorgtarin ghorbani……………….afshin

  39. 39

    الهام گفت,

    November 23, 2010 @ 4:21 pm

    میدونید چی بیشتر از همه عذابم میده؟این که اون هیچ وقت نمیفهمه که چقدر دلم واسش تنگ شده.من میتونم حتی واسش بمیرم ولی اون نمیدونه.کاش میشد بهش بگم که چقدر دوسش دارم ولی میدونم واسش مهم نیست.اون یکی دیگه رو دوست داره.دلم میخواد بمیرم.اینقدر گریه کردم اشکام خشک شد.هیچ امیدی ندارم.زندگی چرا اینقدر بی رحمه؟

  40. 40

    محمد گفت,

    November 24, 2010 @ 3:42 pm

    همین امشب ، عشقه یه طرفم شکست خورد.
    این اولین باریه من دارم برای عشق گریه میکنم.
    تقصیر خودمه .همیشه عاشقارو مسخره میکردم. حالا این شده حال و روز خودم.
    حالا از هه عاشقا معزرت میخوام.

  41. 41

    zahra گفت,

    December 20, 2010 @ 2:01 pm

    salam bacheha man 1 sal pish b yeki goftam dosesh daram khodesho gereft 1sal majara dashtym alan azash motanaferam :mrgreen: va age yeki doseton dasht ahamiat nadyn zendeghy koniddddddddddddddddd.

  42. 42

    ناشناس گفت,

    December 20, 2010 @ 2:01 pm

    مرسی سحر جون فکر کنم حق با تو ست ولی همین وابستگی رو چه طور می شه از بین برد؟

  43. 43

    سارینا گفت,

    December 22, 2010 @ 1:55 pm

    سلام بچه های گل
    عشق یک موهبت الهیه خدا کسی رو که خیلی دوست داره عاشق میکنه چون ما آدما با عشق به خدا نزدیکتر میشیم…. اما….. اینجا یه اما وجود داره اینکه واقعا عشق باشه عشق خودخوری نداره افسردگی نداره پریشونی نداره اگر عشق شما این مشکلات رو داشت عشق واقعی نیست. عشق زمینی ذره ای از دریای بیکران عشق الهیه هرچیزی که به خدا مربوط بشه رحمت و نعمت وشادمانی و آرامشه
    دنیا دنیا آرزو میکنم تا همه به عشق واقعی تون برسین :grin:

  44. 44

    باران گفت,

    December 28, 2010 @ 8:25 am

    چقدر خوبه که اینجا همه یه جورایی مثل همیم.آدم می فهمه تنها خودش این مشکل رو نداره.
    منم یه ترمه که عاشق یه پسری تو دانشگاه شدم.خیلی خیلی مغروره. همش از روزی شروع شد که اومد از کلاس ما صندلی ببره همون لحظه دیوونش شدم.بار دوم که دیدمش اومد وایساد در کلاس ما.دوستام همش میگفتن که به من نگاه میکنه.من که همش سرم پایین بود نگاش نمیکردم.ولی فکر کنم اونا توهم زده بودن آخه بعد اون روز هروقت دیدمش اصلا منو نگاه نکرد.انقدر بی تابشم که همه از دستم ذله شدن تا حدی که دوست پسر دوستم٬ که پسره رو می شناسه میگه اگه میخوای شمارتو بدم بهش باهاش حرف بزنی اما من دوست ندارم گدایی عشق کنم.نمی دونم چکار کنم! کارم شده گریه.فقط آرزوی مرگ میکنم.الانم که تو فرجه ی امتحانا هستیم اصلا نمی تونم درس بخونم همش به اون فکر می کنم.چیزی که بیشتر از همه آزارم میده اینه که اون روحشم خبر نداره که یکی هست که این همه عاشقشه٬دلش واسش تنگ شده وهرشب واسش گریه می کنه…

  45. 45

    باران گفت,

    December 28, 2010 @ 8:27 am

    این جمله رو که خیلی دوسش دارم واستون می نویسم:
    کسی رو که به فکرمون هست به گریه می ندازیم.
    گریه می کنیم برای کسی که به فکرمون نیست.
    و به فکر کسی هستیم که هیچوقت برامون گریه نمی کنه…

  46. 46

    محمد رضا گفت,

    December 28, 2010 @ 6:25 pm

    این جمله که میگه قشنگیه عشق به نرسیدنه واقعا جمله ی مزخرفیه.پدر آدم رو در میاره!کجاش قشنگه؟

  47. 47

    شیطون گفت,

    January 5, 2011 @ 2:40 pm

    سلام به همه من یه ترمه که عاشق یه پسره همکلاسیم شدم طرف خیلی ساده و مثبته نمیدونم چطوری عاشقش شدم دارم دیوونه میشم همش دعا میکنم ترم دیگه لا اقل یه کلاس با هم داشته باشیم اگه دیگه نبینمش دیوونه میشم نمیتونم به کسی جز اون فک کنم صورته قشنگش همش جلو چشممه خیلی مودب وباشخصیته…… :cry: دلم میسوزه من این همه عذاب میکشم اون روحشم خبر نداره صدبارگفتم دیگه بهش فک نمیکنم اما بازوقتی دیدمش همه چی یادم رفت اون اصلا به من توجه نمیکنه یعنی بیچاره خبر نداره که بخواد توجه کنه نمیدونم چیکار کنم :sad: یکی راهنماییم کنه؟؟؟؟؟؟

  48. 48

    تنها گفت,

    January 9, 2011 @ 9:51 am

    سلام
    كاش اگه جواب نه از كسي ميشنويم ديگه هيچوقت نبينيمش
    چون كلي با خودت كلنجار ميري كه ديگه فراموشش كني اما وقتي تو دانشكده ميبينيش تمام قول و قرارات يادت ميره
    قصه ي من قصه ي يه دختر مغروره كه من خيلي رسمي به واسطه ي دوستش تقاضاي ازدواج كردم اما اون جواب منفي داد
    ازين جور جوابا كه ميخوام درس بخونم ميخوام ارشد شركت كنم اگه به ازدواج فكر كنم ديگه نمي تونم درس بخون نميدونم برام زوده
    الان من نمي فهمم واقعا مقصودش چيه  ؟
    اگه كسي تو اين زمينه مي تونه كمكم كنه دريغ نكنه
    ممنون

  49. 49

    مهلا گفت,

    January 16, 2011 @ 12:46 am

    با سلام صبح سرد همه ی دوستان بخیر.
    میخواستم یکمی باهاتون درددل کنم من 8ساله که یکی رو دوست دارم که اون هیچ احساسی به من نداره خیلی میخوامش اونقدر که حتی جونمو واسش بدم دیگه خسته شدم از این هیچی و پوچی از همه چیز خسته شدم از خودم از دنیا… شنیدم ازدواج کرده صحت نداره نه؟ نمیتونم باهاش کنار بیام خیلی سخته مگه نه؟برام دعا کنین چون نه میتونم فراموشش کنم نه بهش برسم دعا کنین شاید به لطف الهی ی فرجی بشه منم واسه همتون دعا میکنم ایشااله که به عشقاتون برسین.

  50. 50

    آذین گفت,

    January 17, 2011 @ 10:53 am

    خیلی جالبه همه تقریبا 1 مشکل دارن
    پس لطفا داستان منو بشنوین
    12 ساله شایدم بیشتر دوسش دارم ولی 1 زمانی حدودا7 سال پیش به خودم ثابت کنم که نه اون برام اهمیتی نداره(بچه بازی) رابطمون خیلی خوب بود حتی مطمئن بودم اونم منو دوست داره با هم خیلی خوب بودیم
    خودم خرابش کردم اذیتش کردم بیشعور شدم خودمو گرفتم
    و حالا 7 ساله با هم حرف نزدیم
    دیگه از من بدش میاد و اون منم که دارم عذاب می کشم
    می دونم یه روز عاشق می شه و ازدواج می کنه به هر حال اینم سزای منه
    هر کس چوب کارهای خودشو می خوره
    هیچ وقت جز تو برای کسی دیگه گریه نکردم
    منو ببخش
    جبران می کنم
    تا قیامت

  51. 51

    الی گفت,

    January 29, 2011 @ 2:52 am

    سلام عزیزان من مهلا من تو درک میکنم واقعا سخته منم مثل تو هستم منم عشقم ازدواج کرده اما باکسی ازدواج کرد که هم اسم من بود.منو نامزدیش دعوت کرد ومنم رفتم او داداش دوستم بود حالاتوجای من باشی چه میکنی؟7ماه که از هم جدا هستیم ومن مثل مرده متحرک هستم زنگی میکنم میخواهم فراموشش کنم اما نمیشه بیشتر مواقع اورامبینم هرشب چشم اشکه بگین چیکار کنم؟

  52. 52

    حامد شايد يه عاشق گفت,

    February 2, 2011 @ 3:18 pm

    سلام همه حرفشونو گفتن اينو هم بشنويد من تو دانشگاه به يكي علاقه مند شدم 4 ترمه نمي تونستم حرف دلمو بگم بخاطر اينكه نه بشنوم بخاطر اينكه ابروم بره بخاطر اينكه حرفاي پشت سر من وهزاران دليل ديگه تا اخر دلمو به دريا زدم وپيش رفتم قبل از انكه زبونمو باز كنم و بگم دوسش دارم همينكه گفتم مي خوام حرف دلمو بزنم گفت بذاريد سر پوشيده بمونه اصرار كردم تاآخر گفت چند روز دیگه عقدشه فرصت گفتن دوست داشتن را هم زمونه نداد نامه اي تهيه كرده بودم بهش دادم قبول نمي كرد به زور و طلب حلاليت كردم واومدم فرداش تو دانشگاه نامه را يكي از دوستاش بهم داد من هم رفتم نگاه كردم چيزي كه خودم دادم بهم پس داده بدون هيچ اين تلخ نيست كسي كه دوسش داري حتي به حرفت هم گوش نده نمي دونم راست ميگه عقدشه يا نه اگه راسته خوشبخت بشه اگه دروغه در حق من ظلم ميكنه شما قضاوت كنيد.

  53. 53

    عاشق گفت,

    February 3, 2011 @ 10:10 pm

    13 ساله که همیشه باهامه هر کاری کردم نتونستم کنار بزارمش بخاطرش خیلی چیزها رو از دست دادم . با خواندن مطالب علمی و ترشح هورمون عشق و …. به فکر فرو میروم که چرا این هورمون عشق بعد از این همه سال انقدر ماندگاره! اگر کسی راهی می دونه کمکم کنه که این راه نه پایانی دارد و نه عاقبتی

  54. 54

    sepideh گفت,

    February 20, 2011 @ 9:47 am

    salam be hame dustane ashegh kheily etefaghi be in web log omadam.va tajrobeye talkhtarin dustashtano daram,,shoar nist.arezuye khoshbakhty konin baraye kasi ke dusesh darin,

  55. 55

    محمد گفت,

    February 25, 2011 @ 7:12 am

    لعنت به عشق و عاشقی عاشق دختری بودم که نشون شده بود بعد انقدر شبا گریه میکردم که دیگ می خواستم خود کشی کنم.

  56. 56

    علی گفت,

    February 25, 2011 @ 7:44 am

    دم رفتن کسی گفت سفر به خیر که واسم غریب و ناشناخته بود
    اما اون وقتی رسید که قلب من همه آرزوهاشو باخته بود :cry: :cry: :cry: :cry: :cry: :cry: :cry:

  57. 57

    مهشید گفت,

    February 26, 2011 @ 4:04 am

    نزدیکه 2 ساله که در گیره این موضوع هستم و هر روز می بینمش و شاید روزی چند بار باهاش حرف بزنم اما اون همیشه از یکی دیگه با من حرف می زنه اونم عاشقه . عاشقه یکی دیگه که 3 ساله با هم هستند خیلی دوستش داره و چون من و دوست صمیمی خودش می دونه همیشه همه چیزشو برام تعریف می کنه
    وچه سخته اون لحظه هایی که من به فکر اونم و اون تو فکر دیگری لحظه هایی که با من درباره ی عشقش به دیگری حرف می زنه منم مجبورم اشکامو ازش پنهون کنم تا نفهمه که چقدر دوستش دارم

  58. 58

    مهر... گفت,

    February 28, 2011 @ 8:46 am

    راستش نمی دونم چی بگم.. فقط خدارو شکر می کنم که تنها نیستم..همدرد زیاده..
    خستم..از زندگیم..از این وضعیتم خستم..بعضی وقتا میگم کاش هیچ وقت تو چشام زل نمی زد..کاش هیچ وقت نگاهم به نگاهش گره نمی خورد..10 ماهه که به خاطر یه نگاه دیوونه شدم..احمقم نه؟ احساس میکنم از خودم فاصله گرفتم..10 ماهه که دیگه خودم نیستم..روز و شبام دارن هدر میرن و .. اون حتی نمیدونه..

  59. 59

    نرگس گفت,

    March 4, 2011 @ 5:08 am

    من نه عاشق بودم و نه محتاج نگاهی که بلغزد بر من من خودم بودم و یک حس غریب که به صد عشق و هوس می ارزید من خودم بودم و دستی که صداقت می کاشت گر چه در حسرت گندم پوسید من خودم بودم و هر پنجره ای که به سرسبزترین نقطه بودن وا بود وخدا می داند سادگی از ته دلبستگی ام پیدا بود من نه عاشق بودم و نه دلداده گیسوی بلند و نه آلوده به افکار پلید من به دنبال نگاهی بودم که مرا از پس دیوانگی ام می فهمید آرزویم این بود دور اما چه قشنگ تا روم تا در دروازه تور تا شوم چیده به شفافی صبح ز دلم تا لب ایوان شما راهی نیست نیمه جانی است در این فاصله قربان شما
    توی تنهایی خودم تنهاترم گذاشت. زمانی که بهش احتیاج داشتم خودش وازم دریغ کرد :cry:

  60. 60

    پژمان گفت,

    March 5, 2011 @ 5:13 pm

    سلام

    عاشق دختری شدم که نشون شده ولی به زور و اجبار پسره هم سرش به تنش نمی ارزه .دختره هم نمیدونه اینقد دوسش دارم,البته با نگاهام می دونه قضیه جیه چون از فامیلمون هست بدجور دوسش دارم نمیدونم چکار کنم,می ترسم بهش بگم و اون آبروریزی کنه …کمکم کنید…

    تورو خدا همش از خودتو نگین یه خورده هم کمک کنین.

  61. 61

    sevil گفت,

    March 6, 2011 @ 8:35 am

    نظر من اینه که پسرا همشون بدونه استثنادختراروواسه عشق وحال می خوان وبه هیچ عنوان از دختری که استفاده کردن حتی اگه مایه دارباشه هم ازدواج نمی کنن :roll:

  62. 62

    الوداع گفت,

    March 6, 2011 @ 8:44 am

    salam ,bacheha man b a hamkare babam ye daneshgah dar umadam dar teyye hamkelas budanam azash kheili khosham umade bud ke belakahre ashegesh shodam vali un be man hich ehsasi nadasht va az hame badtar raft ba dokhtar khalam dust shod avvala kheili zagr keshidam chon nemitunestam hazm konam vali alan dige narahat nistam omidvaram har 2shun khoshbakht beshan.

  63. 63

    در آرزوی یک معشوقه گفت,

    March 10, 2011 @ 4:31 am

    فدات شم سلام! کاش لحظه ی تلخی که اون دوتا رو با هم میدیدی زمان بر میگشت و تو اصلا به دنیا نیومده بودی !
    کاش یکی بود که سرت رو روی شونه هاش میذاشتی و حرف میزدی .
    مهم نیس که چی میگفتی فقط میگفتی تا خالی بشی .کاش من اون موقع بودم وقلبت رو میبوییدم باور کن روم نمیشه بگم کاش اون موقع بودم که شونه هام رو بهت قرض میدادم تا کمتر عذاب بکشی سرت رو رو شونه هام میذاشتی و من موهات رونوازش میکردم نمیدونم چی بگم چون میفهمم چی کشیدی

  64. 64

    مینا گفت,

    March 22, 2011 @ 6:04 pm

    سلام لطفا کمکم کنید من 18 سالمه و یه پسر خیلی خوب عاشقم شده ولی من هیچ حسی بهش ندارم برام خیلی گریه میکنه و من خیلی میترسم از گناه اینکه بهش نه گفتم دلم خیلی براش میسوزه عذاب وجدان دارم چون من باعث شدم همدیگه را ببینیم لطفا کمک کنید ایا خدا منو میبخشه

  65. 65

    طلبه ای که عاشق شده بود گفت,

    March 26, 2011 @ 5:19 pm

    سلام
    من هم یه مدت زیادی عاشق یه طلبه دیگه شده بودم و او هم به من اهمیتی نمیداد
    این رو گفتم که مشخص کنم همدرد هستم با همه دوستایی که این مطالب رو نوشتن.
    وقتی این احساس که گویا بدون او نمیتونم درس بخونم حدود 6ماه هرچه قرآن خواندم مفاتیح خواندم گاهی شب تا صبح سجده میکردم التماس کردم اما نشد بارها مشرف شدم حرم امام رضا ع اما آقا هم عنایتی نکردند دیگه از تاب و توان افتادم
    هرچه در پی علت این دلدادگی گشتم نیافتم اما خودم را که وارسی کردم دیدم شهوت نیست دیدم مجذوبیت ظاهری ندارد اهل درس و بحث هست اما کشش ذهنی خوبی ندارد
    دیگه به جان رسیده بود
    اظهار کردم اما این اول اشتباه بود
    بعدها متهمم کرد که بخاطر شهوت دوستش دارم
    دلم شکست سالهاست که درس و بحثم با فشار روانی زیادی همراه است
    در این چند سال نفهمیدم چرا عاشق شدم و یا عشق دقیقا چیست
    اما باید اعلام کنم آنچه را اکثرا به عنوان عشق مطرح میکنیم شهوت حد بالایی است که با چند بار عمل جنسی خاموش میشود ،کثرت طلاقهای چند سال اخیر این را نشان میدهد که بی علت دیگر به هم دیگر علاقه ایی ندارند نشان آن هم این است که عاشق میخواهد معشوق را استثمار کند به اصطلاح غیرت دارد نسبت به معشوق اما عشقی که من گرفتارش بوده و هستم غیرت ندارد بالعکس و بقول مرحوم شهریار
    رو کن به هرکه خواهی گل پشت و رو ندارد
    تنها توجه معشوق را میخواهد در حین اینکه دوست دارد همه معشوق را دوست داشته باشند
    براتون دعا میکنم چون بنی آدم اعضای یکدیگرند
    برام دعا کنید چرا که پاداش نیکی بجز نیکی نیست
    خدا مشکلات همه ما را حل کند با ظهور حضرت مهدی روحی لتراب مقدمه الفداء

  66. 66

    hossein گفت,

    March 27, 2011 @ 5:42 am

    salam azizan manam be moshkele bozorg eshgh dochar shodam
    vaaaaaaayyyyyy khoda in eshghe yek tarafaro nasibe gorge biaboon nakone

  67. 67

    رویا گفت,

    March 28, 2011 @ 10:53 am

    کی تا حالا عاشق پسری شده که عاشق بوده خیلی عاشق اما عشقش ولش کرده.
    حالا تو نزدیک 3 سال عاشقشی خودت بهش گفتی دوسش داری جلوی چشمش گریه کردی التماس کردی بیاد دانشگا ببینیش حتی 5 دقیقه کنارت باشه حرف نزنه تحقیراشو تحمل کردی حتی روز تولد اون دختر من نمیدونستم شب بهش اس ام اس دادم که دلم آروم شه آخه اون شب مثل همیشه داشتم براش گریه میکردم حالم بد بد بد بود یه دفه تو اوج گریه جواب داد حالم ازت بهم میخوره برو بمیر امشب تولد اونیه که من دوسش داشتم. بهش حق دادم خودمم عاشق بودم اما برای یه دختر سخته کی میتونه درکم کنه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    همیشه میگفت تو یه غریبه ای مزاحممی برو و……….
    الان اون رفته برای همیشه ارشد قبول شدو رفت یه دانشگاه دیگه یه شهر دیگه
    من تا قیامت نمیبینمش هنوز دوسش دارم .
    کی میدونه ذره ذره آب شدن زجر کشیدنو حرف نزدن یعنی چی؟؟؟؟؟
    کی میدونه آخر این سوختن چیه؟؟ ؟؟؟ این دوست داشتنا رو خدا اون دنیا چجوری حساب میکنه. بازم اون دنیا نرسیدنه؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    یکی بگه با نبودنش با آرزو وزندگی تباه شدت باید چیکار کنی؟
    با مرگ روحت با کشیدن بار سنگین این جسم پر از دردسر چیکار کنم؟؟

  68. 68

    دریا گفت,

    March 28, 2011 @ 12:49 pm

    2 سال توی دانشگا عاشقش بودم بی خبر ازینکه اون بیرون دانشگا چند ساله عاشقه دوس دخترشه.
    سال سوم که رفتم اون درسش تموم شده بود نتونستم بهش نگم آخه دلم دیگه طاقت رفتنشو نداشت .
    یه روز با گریه گفتم که چقد دوسش دارم اونم گفت من حسی بهت ندارم چون به نظرم غریبه ای 9 ماه التماس وگریه و خورد شدن برام مهم نبود چقد داره تحقیرم میکنه
    هر چی خواست گفت اما اینو دایم میگفت مزاحم غریبه .
    بعد ها گفت که عاشق دوس دخترش بود که تنهاش گذاشت هنوزم دوسش داره .
    برام از اون دختر میگفت و… من هیچی نمیگفتم فقط از درون میسوختم که نمیتونه حتی حس منو درک کنه اون هیچ وقت منو ندید.
    الان رفته اما من هنوز دوسش دارم.
    اون همه زندگیم بود که منو نخواست وتنهام گذاشت . بهم میگفت تو هیچی نیستی بودنت با نبودنت فرق نداره. منم رفتم تا راحت شه الان راحته اما من دارم آب میشم.
    کسی میدونه آب شدن یعنی چی؟ کسی میدونه وقتی عشقت از یکی دیگه تعریف کنه وتورو با احساس بی نهایتت تحقیر کنه وبره یعنی چی؟ اما فدای سرش هنوز عاشقشم.
    ایشالا همه عشقا 2 طرفه و پر ثمر باشه نه مثل من سوزنده وزجرآور.

  69. 69

    پریا گفت,

    March 28, 2011 @ 3:47 pm

    سلام منم بعد19سال عاشق شدم عاشق کسی که به هرکس میگم میگن عجب کیس خوبی کاش به ماهم کسی بااین تحصیلات وبااین پول قسمتمون بشه ولی من تبریزم واون تویکی ازشهرهای شمالی6ماه عشقمون شیرین بود چون هر2تاخانواده فهمیدن مخالف100درصدهستن کارم به خود کشی رسیده ولی عشقم تصمیم داره تاوقتی که مستقل نشده همدیگرونبینیم…حالادارم تنهایی میسوزم :sad:

  70. 70

    سارا گفت,

    March 29, 2011 @ 2:57 am

    چرا دل به دل راه نداره؟

  71. 71

    ناشناس گفت,

    April 6, 2011 @ 12:26 am

    :razz:
    سلام من می خواهم از عشق برای تون چیزی بگم عشق چیست ؟سه ثانیه نگاه سه دقیقه خنده سه روز اشنای سه هفته وفاداری سه سال انتظار سی سال پشیمانی سه صد سال بد نامی
    اماعشق پاک این جوری نیست عشق یعنی دوست داشتن به تمام معنا خوب هاشو نسبت به بدی هاش ترجیع دادن همیشه درباراش فکر کردن وخاطر شو بسیار خواستن که این عشق میتونی مادر باشه پدر باشه دوست نزدیک ات باشه جنس مخالفت باشه اما همیشه اعتمادات را نگاه کنه وبس خدا حافظ

  72. 72

    قاصدک گفت,

    April 6, 2011 @ 12:17 pm

    آقا یا خانوم ناشناس چقد قشنگ گفتی.
    دوست داشتن با روحه هر کیو که عاشق واقعیش باشیم خوبیاش همیشه برامون میمونه و بدی هاشو نمیبینیم و هر چقدر دور باشیم باز هم کنارشیم چون همیشه توی قلبمونه پس همیشه همراهمونه اگر چه خودش شاید هیچ وقت نفهمه.
    منم یکو دوست دارم که رفته اما همیشه همراهشم چون توی قلبمه همیشه پیش خدا دعاش میکنم و درموردش با خدا درد و دل میکنم.
    من دلم براش تنگ شده اما تحمل میکنم.

  73. 73

    شکوفه گفت,

    April 13, 2011 @ 8:54 am

    سلام

    الان چشمام خستست ،دچار افسردگی شدید شدم ،دوساله که به یه پسر علاقه دارم ،5سال از خودم بزرگتره وهم رشته ایم هست .من حتی نمیدونم لحن صداش چطوره .؟یه بار هم که سر کلاس حرف زد اونقدر آروم حرف زد که نفهمیدم.اونقدر بهش نگاه کردم دیوونه شدم ولی اون خنثی وبی اعتنا از کنارم میگذره انگار که جود خارجی ندارم براش واز هر کس که در موردش پرسییدم هیچ کس نظر خوبی در موردش نداشت وهمه بهم گفتن حتی ارزش این رو نداره که بری بهش بگی .با هر دختری که فکرش رو کنی تو دانشگاه میپلاسه ولی به من نگاه هم نمیکنه .انگار که عشق توی وجود این آدم نیست وفقط با دختر ها هست اون هم برای سرگرمی .لیسانس رو شیش ساله تموم کرد فقط برای اینکه من ببینمش وزجر بکشم ولی تنها زمانی حس کردم در دنیا زیبایی وجود داره که این پسر رو دیدم حس فوق العاده قشنگی به من میداد به طوری که غیر قابل وصف بود والان تصمیم گرفتم که اصلا نبینمش ومیخوام برای یه ترم مرخصی بگیرم وبرم خونه شاید حالم خوب بشه

  74. 74

    d گفت,

    April 16, 2011 @ 9:36 am

    شکوفه جون منم مثل تو بودم با این تفاوت که بهش گفتمو پشیمون شدم تو بهش نگو بذار اگه خودش دوست داشته باشه که میاد اما اگه بگی و بگه دوستت ندارم نمی تونی ضربه ای که بهت خورده جبران کنی مخصوصا اگه واقعا عاشق باشی .عشقتو نگه دار
    اگه رفت و بازم دوسش داشتی دلتنگی وگریه برای اون بهتر وشیرین تر از قرص اعصاب خوردن و نابود شدن بخاطره حرفایی که دلتو بشکنه. کار خوبیه ازش دور شو تا اون نرفته
    وهست ازش دل بکن خیلی سخته تا میتونی گریه کن توی خودت نریز.

  75. 75

    میترا گفت,

    April 20, 2011 @ 1:53 am

    سلام،اتفاقی به این صفحه برخورد کردم،راستش دنبال آهنگ قدیمی 14 سالمه،عاشقی زوده برام می گشتم!می خوام بگم عشق خیلی مقدس تر از اونه که هر احساسی رو به اسم اون تموم کنیم،احساسی که باعث شه تو یه نفر و فقط برای خودت بخوای و اگه با بی تفاوتیش رو به رو شدی ،به اون و زمین و آسمون لعنت بفرستی ،عشق نیست!هر کسی این حق و داره که عاشق باشه و عشق دقیقا نقطه ی مقابل خود خواهیه. پس اسم هر چیزی رو عشق نذاریم.این حرف کسیه که حضور یه وجودی دلشو قلقلک می ده ، اینو گفتم که فکر نکنین از بالا نگاه می کنم :smile:

  76. 76

    هومن گفت,

    April 21, 2011 @ 4:12 am

    هه ! سلام برو بچز گل مثل خودم ! قربون همتون برم که درد همدیگرو قشنگ می فهمیم ! این وبلاگ عالیه ! دوست دارم همین جوری همه بیایم اینجا باهم درد دل کنیم و ایشالله از این بن بست در بیاییم !

    ماجرای من اینقدر برام زجر دهنده است که حوصله ندارم کامل تعریف کنم ! تو چند جمله سعی میکنم بگم :

    من عاشق دختری شدم که سیاسی شد ! تا همین 1 هفته پیش احساس می کردم اونم دوستم داره ! وقتی سیاسی شد با خودم کلی کالنجار رفتم که ازش جدا نشم چون می دونستم با این کار نابود میشه ! به پاش نشستم ! همه کار براش کردم ! که بهش بگم این مساله چیزی از عشق من کم نمیکنه ! ولی اون هی فاصله میگرفت ! دوباره می اومد جلو ! دوباره هی فاصله میگرفت ! نمی دونم چه مرگش بود ! منو می خواست ؟ … نمی خواست؟ … هنوزم نمی دونم ! یادمه یه دفعه 20 ساعت تو فرودگاه نشستم تا یواشکی ببینمش ! یه دفعه می خواستم آدرس خونشونو پیدا کنم ! رفتم تو کوچشون پلاکشونو نمی دونستم ! زنگ در تمام خونه ها رو زدم ! ولی پیداش نکردم ! یه دفعه برای این که تو مدت کم بتونم پول زیاد در بیارم و این دختررو بگیرم ! رفتم تو گلد کوئست ! من دانشجو که ته جیبم همش 1000 تومان پول بود برای این احمق 3 میلیون تومن پول قرض کردم ! که تا یه سال سر بدهی کمرم شکست چون هیچ درامدی نداشتم !

  77. 77

    هومن گفت,

    April 21, 2011 @ 4:13 am

    ادامه …

    ! همیشه دوستش داشتم ! گاهی ولم میکرد و می رفت ! منم جلوشو نمی گرفتم شروع میکردم به فراموش کردنش ! دوباره خودش بر میگشت ! می گفت دوستت دارم و عاشقتم ! و دل منو می برد ! منم دوباره بهش دل میدادم ! وقتی میدید که من دوباره تو عشقش گیر کردم ولم میکرد ! تا همین یه هفته پیش تو عشقش گیر بودم تا این که اومد از کسی به اسم مهدی برام تعریف کرد ! که یه مخ زن حرفه اییه ! که رفته رو مخش ولی این نمی خواد باهاش دوست بشه ! ولی همش درگیرش بود ! عاشقی رو تو حرف زدناش احساس میکردم که عاشق مهدی شده ! چون خودم عاشقش بودم و آدم عاشق رو خوب می تونم شناسایی کنم ! من کاری ندارم که اون با مهدی دوست میشه یا نمیشه ! ولی فهمیدم اون اصلا به من هیچ احساسی نداره ! و من فقط یه ابزار بودم ! شاید احساس می کرد چون سیاسی شده کسی نمیاد بگیرتش ! و هر وقت می دید خواستگاراش کم شدن ! میومد سراغ من تا بی خواستگار نمونه ! منم اینار که دیدم گفتم دو سال عاشقی بسته ! به خاطرش اینقدر فکرم تو این دو سال در گیر بود که تو فوق لیسانس از دانشگاه اخراج شدم ! ولی با کلی التماس دوباره رام دادن تو دانشگاه !
    الان یک هفته اس که خودم رابطه رو قطع کردم ! و از این حس ابزار بودن رو داشتم از خودم بدم میاد ! امید وارم یه روزی ببخشمش ! عشق من تو این یه سال یه طرفه بوده خودم نمی دونستم ! فقط فرقش اینه که طرف مقابل من یه عوضی بوده

  78. 78

    ارام گفت,

    April 26, 2011 @ 6:47 am

    بابا بیخیال عشق وغصه.البته خودم 20 سالمه اما چند سال پیش این راهو طی کردم هر چند که گاهی ارتباط دوست صمیمی خودم رابا عشقم میبینم اتش میگیرم.امان ای دنیا.باشه خدا بزرگه .

  79. 79

    سلماز گفت,

    April 28, 2011 @ 7:55 am

    سلام،
    من یه دختر 29 ساله هستم. همیشه عشق و عاشقی رو مسخره میکردم و فکر میکردم که به هیچ مردی احتیاج نخواهم داشت. سرم با کتاب و فیلم و موسیقی و درس و کار و خانواده و دوستان و…. گرم بود. کجا به عشق فکر میکردم!! بی هیچ گیروگرفتاری داشتم زندگیمو میکردم که….زد و ناغافل یکی سروکلش پیدا شد. یکی که باعث شد تازه بفهمم چقدر تنهام و چقدر دلم میخواد از این تنهایی بیرون بیام. حالا تقریبا 2 ماه میشه که ندیدمش. فکر میکردم فراموشش میکنم ولی نه نمیشه انگاری. اختلاف سنیمون هم 15 تا 20 ساله. همه جا با خودم میبرمش! حواس برام نذاشته. حتی به خاطرش دست به دعا شدم؛ من با اون همه ادعاهای روشنفکریم. بسوزه پدر عاشقی. عشق من کاملا یک طرفه هست. با اون همه غرورم تا حالا چند بار براش sms فرستادم و به نوعی نخ دادم خیر سرم ولی یا نمیگیره ( که شک دارم اینقدر خنگ باشه) یا احساسی بهم نداره که اینقدر رسمی جواب میده. تا حالا هیچ حرکت خودجوشی ( زنگی، پیامکی، چیزی آخه!) از جانب این آقا ندیدم و دیگه فهمیدم که علاقه ای بهم نداره. دوستم از روی تجربه شخصیش اصرار داره به طرف زنگ بزنم و حرف دلم رو بزنم. اون یکی دوستم میگه مردها اگه کسی رو بخوان خودشون دست به کار میشن و احتیاجی نیست من در این راه به خودم حکم جهاد بدم. یکی میگه خوبه با همین فرمون (sms بازی!) ادامه بده. اون یکی میگه نه در شان تو نیستف این کارا تین ایجریه!! خلاصه که هر کسی از ظن خود شد یار من. اما من چی میگم….میگم ببین دخترجون تو میتونی همیشه دوستش داشته باشی چون ارزشش رو داره و در عین حال میشه که نداشته باشیش یعنی مال تو نباشه. سخته ولی زمان میگذره و عادت میکنی. گریه کن احساست رو مو به مو بنویس برو بیرون زیر بارون قدم بزن ولی عاشق باش. چون نوع جدیدی از زندگی رو بهم هدیه کرد….

  80. 80

    محمد گفت,

    April 30, 2011 @ 8:37 am

    سلام:
    خوب اگه آدم يه خورده بشينه منطقي فكر كنه همون اول جلوي خيلي از گرفتاري ها و مشكلات رو ميتونه بگيره :?: . نه الكي عاشق شو، و نه اينكه عاشق نشو :roll: . ولي از من ميشنويد اگه پسر هستيد، اول تحقيق كنيد ببينيد آيا واقعا ميتونيد بهش برسيد يا نه نشدنيه. اگر ديديد كه نميشه جون داداش بي خيال شي بهتره. الكي موهاتو سفيد نكن ;-) البته بعدا ميشه رنگش كرد ولي ضربه روحي كه بهت وارد ميشه :cry: و بد تر از اون اون عادته يه مدت رنجت ميده.اگه دختري كه حسابش جداست يه چند تا تجربه دارم ميگم شاد بدرد دخترا بخوره.يه پسر بود به من تعريف ميكرد ميگفت يه نفر بهم زنگ زد گفت كارت داريم بيا فلان جا يه كار خيلي مهمي با شما داريم اينم بلند شده بود رفته بود ديده بود اي بابا اين دخترا رو ميشناسه پسره مستاجر اينا بود دختري كه زنگ زده بود متاهل بود حالا كه چي؟ خواهر اين دختره عاشق پسره شده اومد پيش خواهرش شماره پسره رو از اجراه نامچي درآوردن و به پسره زنگ زدن دختر گفته راستش رو بخواي من كه بهت زنگ زدن متاهل هستم اين خواهرم عاشقت شده(يه چيزي روراست به آبجيامون بگم اينكه هيچ وقت اين كار رو نكنيد) پسره ميگفت حالا دختره خداييش از زيبايي چيزي كم نداره ها ولي چون خودش گفته زياد به دلم نميشينه. يه مورد ديگه هم بود يه رفيقم تعريف ميكرد ميگفت چند روز ميديدم يه دختره هي مياد سر راه من منم نگاه نميكردم تا اينكه يه روز يكي بهم زنگ زد گفت ميخوام ببينمت خلاصه رفته بود ديده بود همون دخترست، دختره گفته بود من عاشقت شدم گريه و زاري كرده بود گفته بود من دارم از عشقت ميميرم. پسره هم گفته بود اولا كار عاقلانه اي نكردي دوما اينكه من اصلا علاقه اي بهت ندارم سوما نداره. بله حالا جريان خودم با اينا متفاوته من تازه رفته بودم دانشگاه آقا كلا اون موقع نميخواستم ازدواج كنم و ميگفتم اگه يه دختر خيلي خوب، متين، نجيب و با وقار پيدا شه كه بدونم بهم وفاداره اون موقع ازدواج ميكنم و عاشقانه دوستش ميدارم. اتفاقي افتاد و من سر يه كلاسي يه خانمي رو ديدم خلاصه كلي دنبالش رفتم ببينم تو كوچه خيابون چطوره، دختر خوبي بود حجابش فقط براي ظاهر نبود و واقعا دختر پاكي بود. اي بابا جريانش طولانيه كوتاش ميكنم. يه مشاوري بود كه از طريق اون بهش گفتم اونم گفته بود بايد با خانوادش در ميون بزاره خلاصه ما بلند شديم رفتيم خاستگاري و كلي ضايع شديم. بي خيال چراش بماند. من عاشقش شده بودم هر چي ديگه اس مس جواب نميداد دو سال بعد… آقا ديگه ميخواستم خود كشي كنم قرص اعصاب گرفتم ولي از اون جايي كه من هميشه به عواقب كاري كه ميكنم فكر ميكنم نخوردم و ريختم دور. خلاصه ديگه ترم آخرم حالا كه دختره خانوادش پشيمون شدن من ديگه علاقم كم شده شايد هم اصلا ديگه علاقه اي ندارم.دوستان يه چيزي بهتون بگم كه هيچ وقت نزارين دين و ايمونتون از دست بره باور كنيد آخرش بايد برگرديم به طرف خدا، پس بهتره كه از الان نزاريم فاصلمون زياد شه.خوب حالا تصميم گرفتم درسم كه تموم شد برم سر كار و بعدش يه زندگي شاد و عالي رو با توكل به خدا شروع كنم (از تمام داشته هايت خدا را كم كن ببين چه داري و به تمام نداشته هايت خدا را اضافه كن ببين چه نداري) متشكرم از اينكه اين نوشته رو خونديد. انشالله هميشه اون چيزي رو كه به صلاحتونه خدا بهتون بده. موفق و سر بلند باشيد. اين ذكر رو هم بخونيد خيلي قوي هست
    /// من بي تو دمي قرار نتوانم كرد احسان تو را شمار نتوانم كرد گر بر تن من زبان شود هر مويي شكر تو يك از هزار نتوانم كرد//

Comment RSS · TrackBack URI