افتتاح دانشگاه آزاد در برره!!!

امروز به چند تا وبلاگ دانشگاهی سر زدم…وبلاگ هایی که بروبچ دانشگاه ها راه می اندازن…چند تا مطلب طنز و قشنگ از توی این وبلاگ ها از جمله وبلاگ دانشگاه آزاد امیدیه و آبادان پیدا کردم که با کمی تغییر و کم و زیاد کردن براتون میگذارم اینجا شاید جالب باشه؟!
ماجرای افتتاح دانشگاه آزاد در برره:
کیانوش : میگم چطوره ما هم در برره دانشگاه آزاد داشته باشیم!
شیرفرهاد : ای که وگفتی یعنی چه؟
کیانوش : یعنی یه جایی درست کنیم که تو اونجا به مردم علم یادبدیم.
کیانوش : آره راست میگه به ازاء هرنفر میتونی پنج شیش هزار تومن پول بگیری .
وجدان شیر فرهاد : ها شیر فرهاد چه فکری تو کلته ، …. خیلی نامرد بیدی.
شاخ شمشاد :سردار وبینم تو این دانشگاه زن هام میتونن ویان.
سردار خان : آره چرا که نه!
لیلون :حالا چه چیزایی تو این دانشگاه شما میخواد تدریس بشه؟
کیانوش : فعلا کشاورزی با گرایش نخود و دامپروری با گرایش بز
یاور طغرل:شما کت کله ها تو برره دبستان ندارید؛ میخواین دانشگاه راه بندازین.
کیانوش : دانشگاه آزاد سیستمش اینطوریه کاری به این کارا نداره لطف کنین مجوزشو بدین ما بریم.
دوبرره: خورزو خان هم میخواست یه زمانی دانشگاه آزاد بزنه!!!!!!
یاور طغرل: خوب هزار تومن میشه ولی باید حراست دانشگام به من بدین.
درمیدان اصلی برره
کیانوش : با تاسیس دانشگاه آزاد، برره یک گام دیگر به سمت تمدن برداشت ، منم برگه های ثبت نامو چاپ کردم از کیوون بگیرین محل دانشگاهم خونه ی سرداره.
کیانوش :حالا من اسامی هیئت علمی و اساتید دانشگاه رو براتون میخونم :
1- رئیس دانشگاه : سردار خان و سالار خان که مقرر گردید بصورت یکروز در میان (روزهای زوج سردار خان و روزهای فرد سالارخان) عهده دار این مسئولیت گردند.
2-معاونت آموزشی :شادونه بدلیل خوب موندن!
3- معاونت مالی و امور شهریه : جناب آقای کیوون به دلیل پیشینه در زورگیری!
4- معاونت پژوهشی : شاخ شمشاد بدلیل انجمن حمایت از زنان!
5- رئیس حراست : جناب آقای یاور طغرل به دلیل سابقه طولانی در امر مبارزه با اشرار!
6- مسئول حراست درب ورودی بانوان : سرکار خانم فرنگیس بزاز ایشان به دو دلیل در این سمت بکار گرفته میشوند :
الف- بالا بردن نقش بانوان در مسایل اجتماعی
ب- ازآنجاییکه ایشان به شغل پارچه فروشی مشغولند، اگر احیانا خانم دانشجویی بدون چادر وارد قصد ورود به حریم مطهر دانشگاه را داشتند، بدون درنگ از پارچه های مغازه برای ایشان چادر تهیه و بدلیل وقوع این خطا به دو برابر هزینه واقعی پارچه جریمه شوند.
7- مدیر گروه و استاد درسهای تخصصی :جناب آقای شیرفرهاد بدلیل سابقه طولانی در کشت مزارع نخود پایین برره و پرورش بز در پایین برره
8-استاد ادبیات : جناب آقای بگوری برره بدلیل شاعر پیشگی
9- استاد تربیت بدنی : شاگرد کافه شبهای برره (سهراب) بدلیل قهرمانی در مسابقات پرورش اندام
10- استاد آمادگی دفاعی : سرکار خانم سحرناز به دلیل مهارتهای رزمی
بقیه این مطلب ؛ به اضافه مطلب دیگه ای رو در ادامه مطلب بخونید…

11-استاد جمعیت شناسی و تنظیم خانواده : دکتر جکور (ضمنا کلاس بصورت مختلط تشکیل خواهد شد!)
12- استاد درس زبان خارجه : گدای جنب کافه بدلیل تسلط بر زبانهای بیگانه
13-استاد درس وصایای خورزوخان: جناب آقای دوبرره
14-استاد درس پاچه خواری : جناب آقای جان نثار
15- استاد درس تاریخ چال اسکندرون : جناب سرجوخه
16- آبدارچی و مسئول سلف : صاحب کافه شب های برره
ضمنا آقای شیر فرهاد علاوه بر مدیریت گروه استاد ؛ دروس سنت های برره ای و همچنین استاد درس شطرنج میباشند.
ملیجک هم نقش نماد دانشگاه رو بر عهده گرفته است .
لیلون خانم و رکسانا خانم هم درجهت عشقولانه کردن دانشگاه آزاد اسلامی تلاش خواهند کرد؛چه شود!!!
———————–
روابطی که در کل دانشگاه های ایران حکم فرماست:
I)روابط دانشجو با استاد
II)روابط دانشجو با دانشجو
III)روابط استاد با دانشجو
IV) روابط کارمندان با دانشجو و بالعکس
———-
I)روابط دانشجو با استاد
الف: دانشجو دختر است و استاد مرد:
1-دانشجو خودشیرینی می کند به هدف نمره.
2-دانشجو خودشیرینی می کند به هدف استاد.(معمولا در دوحالت فوق، دانشجو به هدف خود میرسد.)
ب: دانشجو پسر است و استاد مرد:
1-دانشجو و استاد چشم دیدن یکدیگر را هم ندارند.
2-دانشجو و استاد خیلی رفیق می شوند یه طوری که شوخیهای آنها را نمی توان به قلم آورد.
3-نقش سنگ را برای هم بازی می کنند.(معمولا در هیچ کدام از حالات فوق هیچ کدام از طرفین هدفی را دنبال نمی کنند.)
II)روابط دانشجو با دانشجو
الف: پسر با پسر: استغفرالاه!
ب: دختر با دختر: خدا اون روزو نیاره !
ج: پسر با دختر: آهان رسیدیم سر اصل مطلب! :
1)روابط در حد نگاه; نهایت رابطه: آمار گیری
2) روابط در حد سلام و علیک; نهایت رابطه: احوال پرسی
4) روابط در حد جزوه دادن و جزوه گرفتن; نهایت رابطه: کپی جزوه ها
4) روابط در حدسالی یکبار تور یک روزه تفریحی ; نهایت رابطه: سالی دوبار تور یک روزه تفریحی!
5) روابط در حد پارتیهای دوره ای; نهایت رابطه: روم نمی شه بگم!
6) روابط در حد درس خواندن های دست جمعی; نهایت رابطه: اضافه شدن به تعداد مرغ عشقهای عالم!
7) روابط در حد مرغ عشق; نهایت رابطه: چی بگم والا !!!
III)روابط استاد با دانشجو
الف: استاد مرد است و دانشجو دختر:
1)استاد از دماغ فیل افتاده است و هیچکس را تحویل نمی گیرد.
2)استاد هم مجرد است هم شکارچی!
3)ستاد دنبال بهانه ای می گردد تا نمره بذل و بخشش کند.
ب: استاد مرد است و دانشجو پسر: اتفاقات تکراری است.
ج: استاد زن است و دانشجو دختر یا پسر: استاد بنده خدا کار خودش را می کند و دانشجو ها برای خودشان آتیش می سوزانند.
IV) روابط کارمندان با دانشجو و بالعکس
روابط کارمندان با دانشجو و بالعکس معمولا هنگام امتحانات و گرفتن تقلب ها رسمیت پیدا می کند.گاهی اوقات هم بعضی ها موش میدوانند.
—————-
این هم یک لطیفه که یکی از دوستان برام تعریف کرد…جالب بود می نویسمش اینجا:
بهمن و علی(اصفهانی) سرباز بودن. بهمن میمیره، علی میره برای خانواده بهمن تلگراف بزنه که بهمن مرده؛ مسئول تلگراف‌خونه می‌گه: هر کلمه هزار تومان، برای تاریخ و امضا هم پول نمی‌گیریم.
علی می‌گه بنویس: بهمن تیر خرداد مرداد.

  del.icio.us this!


بدون نظر تاکنون »

Comment RSS · TrackBack URI

نظرات شما