بگذار منتظر بمانند!

می دانی؟ …
یک وقت هایی باید
روی یک تکه کاغذ بنویسی
تعطیل است! :roll:

و بچسبانی پشت شیشه ی افکارت …
باید به خودت استراحت بدهی
دراز بکشی
دست هایت را زیر سرت بگذاری
به آسمان خیره شوی
و بی خیال ســوت بزنی

در دلت بخندی به تمام افکاری که
پشت شیشه ی ذهنت صف کشیده اند
آن وقت با خودت بگویـی:
بگذار منتظر بمانند! :lol: :lol:

“حسین پناهی”

نظر (15) »

نرم نرمک میرسد اینک بهار، خوش به حال روزگار!

نوروز 1391 مبارک باد
آنک بهار،
دشت بزرگ، از نفس تازه نسیم،
گلزار می‏شود.
بار دگر زمانه،
از عطر، از شکوفه،
وز مهر جاودانه،
سرشار می‏شود.

(فریدون مشیری)
————————————–
نوروز 1391 مبارک باد
یا مقلب القلوب و الابصار یا مدبرالیل و النهار
یا محول الحول و الاحوال حول حالنا الی احسن الحال

حلول سال نو و بهار پرطراوت را که نشانه قدرت لایزال الهی و تجدید حیات طبیعت می باشد را به تمامی دوستان عزیزانم تبریک و تهنیت عرض نموده و سالی سرشار از برکت، معنویت، دل خوشی، مهر و سلامتی را از درگاه خداوند متعال و سبحان برای همه شما عزیزان و خانواده محترمتان آرزومندم.
————————————–
دوران خدمت سربازی هم به سرعت و به خوبی و خوشی در حال سپری شدن است. هشتمین ماه دوران خدمت هم به خوبی دارد به پایان می رسد. خدا را صد هزار مرتبه شکر. :smile:

نظر (4) »

چهارمین ماه از خدمت سربازی

زندگی دفتری از خاطرھاست… یک نفر در دل شب، یک نفر در دل خاک… یک نفر ھمدم خوشبختی ھاست، یک نفر ھمسفر سختیھاست، چشم تا باز کنیم عمرمان می گذرد… ماهمه همسفریم.
———————————————————————
چهارمین ماه از خدمت سربازی با سختی و نگرانی و به کندی در حال گذر است. :|
خدایا سریع‌ترش کن… :sad:

نظر (9) »

سومین ماه از خدمت سربازی

خدمت مقدس سربازی

کُندِ، کُندِ …
اون قدر که سر هیچ ثانیه ای را نمیشه باهاش برید… :sad:
روز ها تند تر بروید… ;-)
دو ماه از خدمت سربازی (دوران آموزشی ) خیلی زود گذشت و وارد سومین ماه خدمت شدم، واقعا دوران آموزشی بهترین دوران است، هر چه مربی آموزش به ما می گفت بچه ها قدر این دوران آموزشی را بدانید چون تا تقسیم شوید و به یگان بروید پوستتان را می کنند و تازه می فهمید اینجا چه حالی می کرده اید، ولی ما گوشمان بدهکار نبود و توجهی نمی کردیم، حالا که به یگان رفته ام می فهمم که راست می گفت، یاد باد آن روزگاران یاد باد.
دلم برای دوستانم و همه چیز آنجا تنگ شده است… یادش به خیر. :cry:
———————————–
لبخند بزن!
بدون انتظار پاسخی از دنیا،
بدان یک روز دنیا آنقدر شرمنده می شود که به جای پاسخ لبخندت با تمام ساز هایت می رقصد! :lol:

نظر (3) »

سی ثانیه پای صحبت برایان دایسون

فرض کنید زندگی همچون یک بازی است. قاعده این بازی چنین است که بایستی پنج توپ را در آن واحد در هوا نگهدارید و مانع افتادنشان بر زمین شوید. جنس یکی از آن توپها از لاستیک بوده و باقی آنها شیشه ای هستند. پر واضح است که در صورت افتادن توپ پلاستیکی بر روی زمین، دوباره نوسان کرده و بالا خواهد آمد، اما آن چهار توپ دیگر به محض برخورد، کاملا شکسته و خرد میشوند.
او در ادامه میگوید: آن چهار توپ شیشه ای عبارتند از خانواده، سلامتی، دوستان و روح خودتان و توپ لاستیکی همان کارتان است. كار را بر هیچ یك از عوامل فوق ترجیح ندهید، چون همیشه كاری برای كاسبی وجود دارد ولی دوستی كه از دست رفت دیگر بر نمیگردد، خانواده ای كه از هم پاشید دیگر جمع نمیشود،‌ سلامتی از دست رفته باز نمیگردد و روح آزرده دیگر آرامشی ندارد.
(برایان دایسون)

نظر (1) »

23 روز تا اعزامم به خدمت سربازی

این چند روز کاملا امیدم را از دست داده بودم و نمی دانستم که باید خدمت سربازی را به کجای ایران بزرگ و عزیزم بروم، هر کس را می دیدم چیزی درباره سربازی می گفت، هر کس جایی را می گفت خوب است و جایی را می گفت بد. با کمک خدا جای نسبتا خوبی افتادم :smile: ، خدا را صد هزار مرتبه شکر.
به هر حال هر کاری را تا خدا نخواهد درست نمی شود. من واقعا خدا را حس کردم، خدا هست و همه ما را می بیند و همیشه از ما مراقبت می کند.
امیدوارم خدا من را ببخشد، امیدوارم پدر و مادرم حلالم کنند. امیدوارم در این روز های نزدیک ماه رمضان خدا از همه تقصیرات من و همه انسان ها بگذرد.
1/6/1390 اعزامم به قزوین است یعنی 23 روز دیگر.
هر دم این بانگ بر آریم از دل، وای این شب چقدر تاریک است / ندایی زمزمه گویان گوید، اندکی صبر، سحر نزدیک است.
خدا دوستت دارم. نوازش

نظر (6) »

حق با تو بود…

حق با تو بود یه جا باید تموم شه
تا کی روزات به پای من حرومشه
خزونمون منتظر بهار نیست
حق با تو بود رسیدنی تو کار نیست
حق با تو بود گذشت دیگه جوونی
ستاره و گریه و مهربونی
گذشت دیگه از من و تو بهونه
دیوونه بازیای عاشقونه
یکی بود و یکی نبود باشه برو بود و نبود
حق با توئه همه کسم من بدم عیب از تو نبود
حق با تویه روزا دیگه یه رنگ نیست
انگاری عاشق شدنم قشنگ نیست :roll:
تو راست میگی پای ما رو زمینه
حق با تویه منطق دنیا اینه
حق با تویه ،حق با تو بود همیشه
تقدیر ما هیچ وقت عوض نمیشه
انگار دیگه با این چشای قرمز
باید بهت بگم گلم خدافظ خدافظ خدافظ :|

“ترانه سرا: مرجان زنگنه” “خواننده: رضا صادقی”

نظر (3) »

سلام به شکوفه ها، سلام به بهار…

در گشودند به باغ گل سرخ
و من دل شده را
به سراپرده رنگین تماشا بردند
من به باغ گل سرخ
با زبان بلبل خواندم
در سماع شب سروستان دست افشاندم
در پریخانه پر نقش هزار آینه اش
خویشتن را به هزاران سیما دیدم
با لب آینه خندیدم
من به باغ گل سرخ
همره قافله رنگ و نگار
به سفر رفتم
از خاک به گل
رقص رنگین شکفتن را
در چشمه نور
مژده دادم به بهار
من به باغ گل سرخ
زیر آن ساقه تر
عطر را زمزمه کردم تا صبح
من به باغ گل سرخ
درتمام شب سرد
روشنایی را خواندم با آب
و سحر را به گل و سبزه بشارت دادم
(هوشنگ ابتهاج سمیعی گیلانی متخلص به «ه.الف.سایه»)

—————————————
من عاشقِ شکوفه درخت های مختلف هستم، خوشبختانه درخت های مختلفی از جمله سیب، به، آلوچه، آلبالو را در باغچه خانه مان داریم. ;-) :razz:
امروز گل های شب بوی داخل کوزه را در باغچه با کمک پدرم کاشتیم و باغچه را آب دادیم. باغچه خیلی زیبا شد؛ چند عکس از اولین شکوفه های درخت آلبالو و سیب باغچه خانه مان گرفتم؛ خیلی قشنگ و زیبا هستند. :lol: :smile:

شکوفه های درخت آلبالو باغچه خانه مان

بقیه عکس ها را می توانید در اینجا ببینید، حتما از دید این عکس ها لذت می برید و به قدرت خدا پی می برید و لحظه ای به فکر فرو می روید. :shock: :roll:

نظر (8) »

نوروز 1390 مبارک باد…

Happy New Year 1390 _ نوروز 1390 مبارک باد

یا مقلّب ، قلب ما در دست توست … یا محوّل ، حال ما سرمست توست
کن تو تدبیری که در لیل و نهار … حال قلب ما شود همچون بهار

یادم باشد که زیبایی‌های کوچک را دوست بدارم حتی اگر در میان زشتی‌های بزرگ باشند؛
یادم باشد که دیگران را دوست بدارم آن گونه که هستند، نه آن گونه که می‌خواهم باشند؛
یادم باشد که هرگز خود را از دریچه نگاه دیگران ننگرم که من اگر خود با خویشتن آشتی نکنم هیچ شخصی نمی‌تواند مرا با خود آشتی دهد؛
یادم باشد که خودم با خودم مهربان باشم چرا که شخصی که با خود مهربان نیست نمی‌تواند با دیگران مهربان باشد. :roll: :smile:
————————————————
گشت گرداگرد مهر تابناک، ایران زمین / روز نو آمد و شد شادی برون زندر کمین
ای تو یزدان، ای تو گرداننده ی مهر و سپهر / برترینش کُن برایم این زمان و این زمین
نوروز 1390 مبارک باد. :smile:

بدون نظر »

و من متاهل شدم و من متحول شدم!

بله دیگه ! متاهل شدم رفت دیگه !
به قول پدرم : من ديگه متعلق به خودم نيستم، و نصف من از آن همسرم است.
و من متاهل شدم  و من متحول شدم!
من هم مثل خیلی های دیگر پس از طی مراحل مختلف از جمله: آزمایش های قبل از ازدواج، خرید عقد، و کلی کار دیگه، سر سفره عقد نشستم و متاهل شدم؛ احساس می کنم بهترین زن دنیا را دارم. (البته همه بهم میگن شاهنامه آخرش خوش است!!!)
به هر حال پسر مجرد تا زمانی که ازدواج نكرده است، کارش نا تمام است و وقتی كه ازدواج كرد كارش تمام است.
انشالله خدا نصیب همه کنه که ازدواج کنن و به عشقشون برسند! :roll:
آن هایی که این دوران را گذرانده اند درک می کنند که این روزها قشنگترین روزهای زندگی هر انسانی است و من همه این ها را مدیون خدای مهربان و پدر و مادر دلسوزم هستم. :smile:

نظر (15) »

لورل و هاردی دوست داشتنی!

لورل و هاردی _ Laurel and Hardy

لورل و هاردی _ Laurel and Hardy

برای خواندن زندگی نامه و معرفی لورل و هاردی به اینجا و اینجا مراجعه کنید.

بدون نظر »

لوطی گری و خرج هایش!

داشتم در پاساژ های چهارباغ قدم می زدم و ویترین مغازه ها را نگاه می کردم که چشمم به یک پیپ چوبی افتاد. چون خیلی وقت بود که در فکر داشتن یک پیپ بودم، خیلی راحت داخل مغازه شدم و آن را به همراه یک بسته توتون و ادوات پیپ (بیلچه، تمییز کننده) خریدم، به همین راحتی…
البته قبل از خرید آن من هرگز لب به هیچ دودی نزده بودم البته سعی بر آن است که مواظب باشم که معتاد نشوم و از این به بعد هم نزنم.
حالا کسی هست آداب پیپ کشیدن بداند؟ چطوری باید پیپ کشید؟ پیپ خریدم، می خواهم امتحان کنم.
حس خاصی داره ولی کشیدنش مثل سیگار نیست سخت تره. فردا نگید معتاد شدم ها!!
فقط می خواهم ببینم چه طوری هست؟

My Pipe _ پیپ های من

یکی می گفت: لذت پیپ کشیدن به تمیز بودن پیپ هست! پیپ کشیدن _ Pipe smoking

یکی دیگه می گفت: فکر کردی پیپ کشیدن خیلی کلاس دارد؟
معتااااااااااااااااااااااااااااااد!!!
دیگری گفت: پیپ را باید درک کرد! پیپ کشیدن _ Pipe smoking

پیپتون چاق!!!!
——————————
چند روز بعد از خرید پیپ؛ در اینترنت دنبال نحوه چاق کردن پیپ می گشتم که با فندک زیپو آشنا شدم، خلاصه عشقش رفت تو مخم و رفتم یکی خریدم.

pipe lighters zippo _ فندک زیپو

بعضی وقتها آدم پول عشقش را میدهد. پول می دهد چون با یک چیزی حال می کند. وگرنه بیست، سی هزار تومان بابت فندک دادن خیلی زور دارد!!!

pipe lighters zippo _ فندک زیپو

——————————
نکته بسیار بسیار مهم:
پیپ کشیدن مثل همه روش ها مضرات بی شماری دارد. لطفا از کشیدن آن پرهیز کنید!!! ;-) :cool:

نظر (5) »

شب های امتحان!!!!

خدا جون یه تکون، خدا جون دو تکون، خدا جون کتابا را بگیر توی کلمون بتکون!

book_sleep_reading_درس خواندن شب امتحان

———————————————–
شب های امتحان… scary exam _ ترس شب امتحان
بی همگان بسر شود، بی تو بسر نمی شود
این شب امتحان من چرا سحر نمی شود؟!

مولوی او که سر زده، دوش به خوابم آمده
گفت که با یکی دو شب، درس به سر نمی شود!

خر به افراط زدم (منظور درس خواندن زیاد است.)، گیج شدم قاط زدم reading books for exam _ درس خواندن در شب های امتحان
قلدر الوات زدم، باز سحر نمی شود!

استرس است و امتحان، پیر شده ست این جوان
دوره آخر الزمان، درس ثمر نمی شود!

مثل زمان مدرسه، وضعیت افتضاح و سه
به زور جبر و هندسه، گاو بشر نمی شود!

مهلت ترمیم گذشت، کشتی ما به گل نشست
خواستمش حذف کنم، وای دگر نمیشود!

هر چه بگی برای او، خشم و غصب سزای او
چونکه به محضر پدر، عذر پسر نمی شود

رفته ز بنده آبرو، لیک ندانم از چه رو
این شب امتحان من، دست بسر نمی شود

توپ شدم شوت شدم، شاعر مشروط شدم
خنده کنی یا نکنی، باز سحر نمی شود!!! ;-) :roll:

شعر از : ” مشروط الشعرا
———————————————–
امتحان بدون تقلب مثل کریسمس بدون درخت است! :shock:
(کی اس الیت)

نظر (6) »

بسکتبال رشته ورزشی شیرین، جذاب و پر تحرک

امسال تابستان عشق ورزش زده بود به مخم؛ تقریبا دو ماه بدنسازی رفتمbodybuilding _ بدنسازی و کلی ذوق و شوق داشتم، حتی دمبل خریدم و مجله و کتاب درباره بدنسازی خواندم و کلی تمرین کردم ولی با این کم خوردن من و برنامه درست و حسابی نداشتن فایده ای نداشت و اصلا عضله نیاوردم و دیگر نرفتم و ادامه ندادم. bodybuilding muscle _ عضله بدنسازی
بعد هم عشق بوکس زد به کله ام boxe _ بوکس و رفتم یک کیسه بوکس و دستکش خریدم و نصب کردم در زیر سقف پارکینگ خانه و چند روزی تا توانستم مشت زدم و تمرین کردم ولی دوباره عشقش از سرم افتاد. boxe _ کیسه بوکس

ولی بسکتبال رشته شیرین، جذاب و پر تحرکی هست. من که خیلی این ورزش را دوست دارم.
در دوران راهنمایی و دبیرستان بیشتر بسکتبال بازی می کردم و یک بار در تیم مدرسه انتخاب شدم و برای مسابقه های بین مدارس راهنمایی شرکت کردم؛ که مقامی کسب نکردیم ولی خیلی دوران خوبی بود. ورزش بسکتبال _ Basketball
در دانشگاه، این ترم تربیت بدنی دو را هم گرفتم و چون من در حذف و اضافه درس را گرفتم اصلا نمی دانستم در چه رشته ورزشی می افتم ولی از اتفاق در گروه بسکتبال افتادم و بیشتر عاشق رشته بسکتبال شدم. :smile: :roll:
استاد تربیت بدنی دو، چند هفته ای به ما آموزش داد و اجازه پرتاب به داخل سبد را نداد و می گفت می خواهم تشنه شوید تا با عشق توپ را به داخل سبد بیاندازید.
ورزش بسکتبال _ basketball
آخر هر جلسه هم به مدت بیست دقیقه بسکتبال سه نفره به شدت حال اساسی می دهد.
خلاصه ورزش خیلی خوبی هست، البته همه رشته های ورزشی جذابیت خاص خودش را دارد.
من که فعلا عشق بسکتبال رفته در کله ام! ورزش بسکتبال _ basketball
برای کسب اطلاعات بیشتر از ورزش جذاب بسکتبال می توانید به + و + مراجعه کنید و یا در گوگل جستجو کنید.

بدون نظر »

اولین روز ربع قرن زندگیم…

برای روز میلاد تن من، نمی خوام پیرهن شادی بپوشی
به رسم عادت دیرینه حتی، برایم جام سرمستی بنوشی
برای روز میلادم اگر تو، به فکر هدیه ای ارزنده هستی
منو با خود ببر تا اوج خواستن، بگو با من که با من زنده هستی :oops: :cool:
——————————————
یک سال دیگر گذشت
یکی میگه یک سال دیگر بیهوده گذشت
یکی میگه یک سال بزرگتر شدم
یکی میگه یک سال پیرتر شدم
یکی میگه یک سال دیگر تجربه کسب کردم
یکی میگه یک سال به مرگ نزدیک تر شدم
یکی هم اصلا برایش مهم نیست و هیچی نمیگه…
من که : به جنون رسیده کارم؛ بس که فرصت ها را کشتم… :shock:
——————————————
امروز یعنی نوزدهم آذر ماه سال یک هزار و سیصد و هشتاد و نه، من بیست و پنج ساله شدم و وارد اولین روز ربع قرن زندگیم شدم.
تولد بیست و پنج سالگی ام مبارک باد! روز تولد _ happy birthday to me!
جالب اینجا بود که امسال همراه اول نیز تولدم را فراموش نکرده بود و با اس ام اس صبح زود تولدم را با بیدار کردنم از خواب تبریک گفت. دوستانی هم که تعداد آنها به اندازه انگشتان یک دست بود، تولدم را با اس ام اس تبریک گفتند، از همه متشکرم. ;-)
ولی امسال یک نفر دلش را به من کادو داد!!!!! :oops: :smile:
مدتی است که در حال چشیدن طعم عشق هستم!! چشیدن طعم عشق!
دیگر دوست ندارم بزرگترشوم، ای کاش همیشه در بیست و پنج سالگی ام می ماندم!!! :sad:

بدون نظر »